بزرگترین وبلاگ متن موزیک

صفحه نخست :: پروفايل :: گالري عکس :: ایران گلدن ::

منوي كاربري


لوگوي وبلاگ

جستجو

دوستان

صفحات اضافه

لوگوی دوستان


مجموعه متن نوحه 1


متن نوحه


چون قدم بر خاک خونين داشتی
بذر غيرت در زمين میکاشتی

زهر عشق حق به حمد آميختی
در رکوعت می به ساغر ريختی

قبلهء تو عشق و مستی، قتلگاه
اين مشايخ قبلههاشان بر گناه

گويمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دو رو

سجده بر پست و رياست می کنيم
با خدا هم ما سياست می کنيم

کو نشانی که شما اهل دليد
جملگی تان بر نماز باطليد

می چکد شک بر سر سجادهها
وای از روزی که افتد پردهها

ما خدايان زيادی ساختيم
مال مردم را به خود پرداختيم

چون قدم بر خاک خونين داشتی
بذر غيرت در زمين میکاشتی

زهر عشق حق به حمد آميختی
در رکوعت می به ساغر ريختی

(شير حق برخيز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد

کاخها گرديده مسجد ، سرفراز
صد رکعت تزوير دارد هر نماز) تکرار

سجده در مسجد حسينا مشکل است
اين بنا از دل نباشد، از گل است

اين خصان با مال مردم زنده اند
جملگی اندر نماز و سجدهاند

دم ز راه و رسم سلمان می زنيم
لاف اسلام و مسلمان می زنيم

کاشکی از نسل سلمان می شديم
لحظه ای يک دم مسلمان می شديم

سجده بر پست و رياست می کنيم
با خدا هم ما سياست می کنيم

کو نشانی که شما اهل دليد
جملگی تان بر نماز باطليد

می چکد شک بر سر سجادهها
وای از روزی که افتد پردهها

ما خدايان زيادی ساختيم
مال مردم را به خود پرداختيم

چون قدم بر خاک خونين داشتی
بذر غيرت در زمين میکاشتی

زهر عشق حق به حمد آميختی
در رکوعت می به ساغر ريختی
بعد از آن حق بانگ واویلا شنید
تا که نوبت بر علی اکبر رسید

اذن میدان داد و او آرام رفت
گوییا از جان مولا کام رفت

تا رکابش سوی میدان می کشید
چند قدم آقا به دنبالش دوید

شبه پیغمبر بران بر خصم دون
عالمی از رزم او غرق جنون

گفت لشکر: "او رسول الله بود
گر خطا نبود، خود الله بود"

نعره زن بر قلب دشمن حمله کرد
لشکر از تیغش فغان و ناله کرد

بذر غیرت در دل او کشته است
شبه پیغمبر خدایا! تشنه است

بعد جنگی بس نمایان ای دلیر
باز گرد و از پدر قوت بگیر

"تشنه ام بابا! کمی آبم بده
با بیان گرم خود تابم بده

العطش بابا ببین بس تشنه ام"
گفت بابا: "جان جان شرمنده ام"

عشق بازی با پدر، با تشنگی
سهم بابایش فقط شرمندگی

دل عطش دارد به دیدار پدر
قوتی گردیده در تیغ پسر

پس رکابش سوی میدان ساخت کرد
در میان موج دشمن تاخت کرد

رزم او همچون نبرد حیدر است
صف شکن؛ او غیرت اله صفدر است

چون علی در زرم دشمن تاب داشت
آن طرف بابا دلی بی تاب داشت

این طرف، بابا به بذکر کردگار
آن طرف، او در میان کار زار

این طرف، دستی به سوی آسمان
آن طرف، او زیر تیغ کافران

این طرف، مولا به حق در راز بود
آن طرف، پرواز او آغاز بود

این طرف، چشمی به راهش منتظر
آن طرف، تیغی به فرقش منکسر

بس عطش افتاده بر شبه رسول
بی قرار و مضطرب ماه بتول

ناگهان اکبر ز روی زین فتاد
نیزه و شمشیر کین بر دین فتاد

نیزه ای پهلوی او را می درید
تیغ کین بر فرق ماهش می تنید

خنجری پر کینه اندر سینه است
خط خون تابیده بر آیینه است

تیر صد پر در میان چشم داشت
همچنان از جور دشمن خشم داشت

تیغ او از کف فتاده بر زمین
گوئیا حق گشته از داغش غمین

اسب ها آماده اندر تاختند
تا که کار شبه حق را ساختند

چون لگد بر پشت و پهلویش فتاد
قصه "دیوار و در" یادش فتاد

اسب ها بر جسم پاکش تاختند
جسم اکبر اربآ اربا ساختند

ناگهان فریاد زد با بنگ شین:
"بر زمین افتاده ام بابا حسین!"

تا که مولا بانگ فرزندش شنید
مضطرب او سوی میدان می دوید

چون حسین بر نعش پاکش نوحه کرد
چشم حق از داغ اکبر گریه کرد

سر به روی دامن بابا نهاد
بی قراری بر دل آقا نهاد

سر به روی سینه اما بی قرار
ناگهان از دل رها فریاد زار:

"از زمین برخیز و یک بار دگر
نام بابا را ببر جان پدر!" بعد از آن قاسم مقابل با عمو
اذن میدانش نداده روبرو

مضطرب این سو به آن سو بی قرار
مادرش آمد کند درمان کار

نامه بابا برایش خوانده است
چون پدر اذنش به میدان داده است

نامه را بگرفته و بس شادمان
همچو رعدی تندری شیر زمان

بند کفشی بست و آن دیگر رها
رو به سوی خیمه آن مه لقا

"السلام مولای من بابا عمو!"
قاسم این سو با حسین است روبرو

نامه را داد و دگر خاموش بود
از دل و جان او سراپا گوش بود

چون که دست خط برادر را بدید
خط اشکی روی رخسارش دوید

با سوالی رمز حق را باز کرد
از بلایی بس عظیم آغاز کرد:

"مرگ در کامت چگونه در سر است؟"
"از عسل ای جان جان شیرین تر است!"

نوجوان قاسم در آغوشش نشست
از عمو صد بوسه بر رویش نشست

بر تنش آیا زره اندازه بود؟
نه رفیقان! قاسمم دردانه بود

داشت پایش تا رکابش فاصله
دشمنان آن سو کشیدند هلهله

با خدایش لحظه هایی راز کرد
او سپس آهنگ میدان ساز کرد

تیغ در کف در دفاع حق شتافت
قلب آقا در فراقش می گداخت

حمله ور غرید در اعدای دون
نعره زن چون شیر غران غرق خون

گفت: "لشکر! قاسمم، ابن الحسن
در دفاع از عمو بر تن کفن

کوفیان آماده ام بر جنگتان
حق کند لعنت بر این نیرنگتان"

او رجز می خواند و در لشکر تنید
هر کسی از رو به رویش می رمید

یک نفر فریاد زد: "سنگش زنید!
همچو بابا تیر بارانش کنید!"

چون کمان داران نشستند بر زمین
گشت برپا در فلک صوتی حزین

تیر ها بر جسم پاکش بوسه زد
خاک خون بر چشم ماهش سرمه زد

مُهر عشقی بر تنش سم ستوه
زیر تیغ و مشت کین و درد و زور

شهد شیرین عسل در جام او
کرد فریاد: "ای عمو جان ای عمو!

قاسمت روی زمین آفتاده است
جان خود بر تیغ دشمن داده است

استخوانم با هزاران زمزمه
خورد شد چون استخوان فاطمه"

بر زمین افتاده و آرام بود
چون سرش بر دامن مه کام بود

جسم پاره پاره بر جانش گرفت
آسمان غرید و بارانش گرفت

ذوالجلال گریان روان تا خیمه ها
بار دیگر اشک ها و نوحه ها

او ابوالفضل است بیرون از خیام
تیغ کینش کرده بیرون از نیام

اذن میدان بهر جانبازی نمود
مرگ را بازیچهء بازی نمود

چون برادر اذن میدانش نداد
قلب او در سینه گویا ایستاد خیمه از یاران نام آور تهیست
نوبتش دیگر بر آن سرو سهیست

او علمدار است و سقایی دلیر
خون حیدر در رگ آن نره شیر

چون فغان "العطش" تابش برید
بی امان او نزد آقایش رسید

گفت: "آقا! بچه هایت تشنه اند
سوز و گرما در جگر ها هشته اند"

گفت و ناگه قرار از دست رفت
مشک خالی تیغ کین را بست رفت

رو به رویش عالمی دریای آب
تشنه است سقای ما آن مه نقاب

کف درون موج آن دریا فرو
ناگهانش روی مولا روبرو

بین حسین عطشان میان خیمه هاست
خود بگو: "نوشیدن آبت رواست؟"

مشت آبش را به دریا هدیه داد
مشک خود را پر نمود و ره فتاد

اذن جنگیدن حسین بر او نداد
زین سبب آرام او در ره فتاد

دست چپ مشکی و بر دوشش لوا
می رود تا خیمه ها سقای ما

کوفیان تیغ از نیام پرداختند
جانب سقای عطشان تاختند

شیر اوژن از نیام تیغش کشید
نعره زن تا این که بر دشمن رسید

عاقبت سقای عطشان خسته شد
راه خیمه روبرویش بسته شد

تیغ دشمن دست چپ را قطع کرد
کربلا را سر به سر چون نهر کرد

ضرب دیگر دست دیگر هم فتاد
بر دل مولای مردان غم فتاد

صد هزاران رو به رویش در کمین
بر سرش دارد عمود آهنین

"یا حسین! ادرک اخاک! یا حسین!"
این علمدار است با شولای شین

چون که فریاد برادر را شنید
بی امان بر نعش آن سقا رسید

برتنش دستی نمانده؛ بر زمین
بر سرش دارد عمود آهنین

خنده زد عباس چشمش را گشود
خون ز روی چهره اش زهرا زدود

"در حرم بس تشنگی پاینده است
گو عمو از کودکان شرمنده است!"



عصار
چون دگر فریاد طفلان را شنید
از حرم تا قتلِگه فریاد دید

ای خدا زینب از این غم پیر شد
موسپید از ماتم آن شیر شد

چون که از گودال خون برخاستند
عمه را یاران کسی نشناختند

دید یاران را اسارت می برند
خیمه ها را هم به غارت می برند

کودکی آتش گرفته می دوید
در پی اش زینب فغان از دل کشید

نالهء طفلان مظلومش دریغ
هر طرف هر سو دویدی آه جیغ

آن یکی پایش مغیلان پاره کرد
زینب آمد زخم او را چاره کرد

آن طرف سجاد اندر تب خزان
این طرف زینب به یادش بی امان

یک دو تن از کودکانش گم شدند
از شمار بچه هایش کم شدند

عاقبت آن کاروان آماده شد
خمر غم اندر دلامان باده شد

چون سر خورشید را بر نیزه دید
سر به محمل زد و رسمی شد پدید

شیعیان گر داغ مولا یاد شد
سر شکستن بر شما آزاد شد

کاروان رفت غروبی بس غریب
هر طرف آتش فروزان در لهیب

چون سه روز از ظهر عاشورا گذشت
داغ هجران در دل او تازه گشت

آمدم دیدم جدا سر از بدن
سیّد جنت خدایا بی کفن

فرصتی آمد بر ایشان کفن شد
نعش یاران دل آور دفن شد

لیک یاران ،قصه پایانی ندید
زخم دل را هیچ درمانی ندید

السلام ای شاه مظلوم و غریب
السلام ای آیهء امن یجیب
گوش بکنید داره میاد
گوش بکنید داره میاد
یه صدایی از مدینه.
چشماتونو باز بکنید
شاید که چیزی ببینه
صدامیگه امت من
پیغمبر شما منم
مهدی من تو غربته
ازهمتون گله دارم
گوش بکنید داره میاد
یه صدایی از تو نجف
صدا میگه من علی ام
شیر خدا من ولی ام
مهدی من غصه داره
از همتون ناراضی ام.
چرا عزیز دلمو
باکاراتون رنجش میدین؟
ای شیعه ها با شماهام
مهدی رو هی عذاب میدین
مهدی من چاه نداره
که درد دل باهاش کنه
بین همه سینه زنها مهدی
من یار نداره
که اونو همراهش کنه
گوش بکنید داره میاد
یه صدایی از مدینه
حواستونو جمع کنین
صاحب اون صدا کیه
صدا میگه من فاطمه ام
دختر پیغمبرتون
خوب میدونین که ندارم
رضایت از اعمالتون
فرزند من مثل خودم غریبه و وای بر شما
اینطوری میخواهید که ما باشیم شفیعتون روز جزا
من عاشق فرزندمم مهدی هم عاشق منه
خدا نیامرزه اونو که قلبشو زخم بزنه
من مادرم اون پسره طاقت ندارم ببینم مهدی من غصه داره
گوش بکنین داره میاد
یه صدایی از تو بقیع
چشماتونو باز بکنین
غربت غربت میباره از بقیع
صدا میگه من حسنم
سید اهل جنتم
مسلمونا جواب بدین
از شماها در حیرتم
تلخی زهر انتظار به کام مهدی نمونه
شیعه ها باید کاری کنین تا مهدی تنها نمونه
تلخ تر از زهریه که جگر من رو پاره کرد
دست از دعا بر ندارین شاید خدا اشاره کرد
گوش بکنین داره میاد
یه صدایی از کربلا
صدا میگه من حسینم
عاشق و محجوب خدا ای عاشقا چرا شدین
از یاد عشقتون جدا
مهدی من منتقم خون منو مادرمه
هر روز نگاهشو دوخته در پیراهن من پاره من
صدای حمد وقت ظهور بگوش مهدی برسه
از خونی که از پیرهنم میریزه و جاری میشه
عزیز من میفهمه که لحظه موعود رسیده
با ذوالفقار و ذوالجلال میره به مکه مدینه
حسینی ها حسینه و پلک سرشار از خونه
چرا برای پسرش کسی دعا نمیکنه
گوش بکنین داره میاد یه صدایی از کربلا
دستاتونو پنهان کنین ازشرم ساقی خدا
ساقی میگه عباس منم ساقی تشنگان منم
غیرتتون کجاست شما استاد عاشقان منم
چرا عزیز مادرم تنهاست و یاری نداره
شیعه ها پس چی شد وفا حال شما گریه داره
دست ندارم ولی چشام رو به سوی لطف خدا
تا عزیزم مهدی از این غربت و غم بشه جدا
گوش بکنین داره میاد یه صدایی از مشهدمون
ولی نعمت ماها ابروی ایرانمون
صدا میگه رضا منم
غریب غربا منم
اما برای غربت
مهدی خود گریه کنم
متن نوحه ها
هر کسیکه جمالتو دیده
از یوسف مصری دل بریده

دیگه اگه عالم و بیارید
زیباتر از روی تو ندیده

عشقشو با جون میکنم احساس
شجاعتش ورد زبون ناس

میمیره دشمن لحظه ای در جنگ
وقتیکه نعره میزنه عباس
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل

ارمنیا خیلی دوسش دارن
سفرهء نذری براش میارن
ارمنیا خیلی دوسش دارن
سفرهء نذری براش میارن
اسم تموم پسرا شونو
یا ابالفضل یا عباس میذارن
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل

عشقش کرده تو جون من ریشه
شما ارباب منی همیشه
عشقش کرده تو جون من ریشه
شما ارباب منی همیشه
بذار بگن هرچیکه دوست دارن
کسی عباس علی نمیشه
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل

سپهبد و علمدار و عشقه
مرشد و ارباب ما رو عشقه
بین تموم عشقای عالم
حیدر کرب و بلارو عشقه
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل

ارمنیا خیلی دوسش دارن
سفرهء نذری براش میارن
ارمنیا خیلی دوسش دارن
سفرهء نذری براش میارن
اسم تموم پسرا شونو
یا ابالفضل یا عباس میذارن

اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل



عشقش کرده تو جون من ریشه
شما ارباب منی همیشه
عشقش کرده تو جون من ریشه
شما ارباب منی همیشه
بذار بگن هرچیکه دوست دارن
کسی عباس علی نمیشه
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل


سپهبد و علمدار و عشقه
مرشد و ارباب ما رو عشقه
بین تموم عشقای عالم
حیدر کرب و بلارو عشقه
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل
اباالفضل



آخرين نوشته ها

یه خبر جدید "داغ داغ داغ" Rasekh BAND
متن موزیک "هک" از شاهین نجفی
متن موزیک "پارتی سیاسی" از شاهین نجفی
متن موزیک "مستراح" از شاهین نجفی
متن موزيک "دکتر" از شاهين نجفي
متن موزيک "دارم چرت ميگم" از شاهين نجفي
متن آهنگ "چیزی شده" از آرمین 2afm
متن آهنگ فوق العاده "یه دل شکوندم" از علی عبدالمالکی
متن آهنگ "الوداع" از علی عبدالمالکی
متن آهنگ بی تو میترسم" از امیر تتلو
متن آهنگ "از دست تو" از حسین تهی و کامیار
متن آهنگ "نگو نمیشه" از اردلان طعمه
متن آهنگ "نفرت"از هیچکس
متن آهنگ "منو این" از حسین تهی
متن آهنگ گتوند از "علي تي ان تي"
نتیجه نظرسنجی بهترین خواننده
متن آهنگ "نمیدونم" از احسان خواجه امیری
متن آهنگ "مثل خودت" از کامران و هومن
متن آهنگ "تو خوبی" از رضایا
بازتاب آهنگ من "تمومش کن"
آهنگ من
تولدم مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
متن آهنگ جدید "الو" از امیر تتلو
متن آهنگ معروف "شاخ چالیم 2" از موژان yz و حسین ابلیس و سامان pi
متن آهنگ "اسمشو تقدیر نزار" از شاهین نجفی
یه خبر توپ از استاد مجید خراطها جون
متن آهنگ "تا من بنويسم" از بابك تيغه
متن موزیک "استند بای stand by" از ساسی مانکن
یه پست میزارم کف کنید!!!
یه آمار جالب از وبلاگم

All Rights Reserved 2007 ©