سایه به سایه
شوق سفر نداشتي قصد گذر نذاشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي
رفتي و توي قلبم، يادتو جا گذاشتي
روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي
يك دفعه پا گذاشتي
بي تو كدوم ستاره پا به شبم بذاره
ابر كدوم آسمون رو تشنگيم بباره
بي تو چه مونده با من جز يه صداي خسته
جز يه نگاه خاموش جز يه دل شكسته
جز يه دل شكسته
بال و پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي
بال و پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي
پر زدي و نديدي بال سفر نداشتم
گفتي رها شو اما من ديگه پر نداشتم
كوه غم و رو شونم ديدي و بر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي
شوق سفر نداشتي، قصد گذر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
رفتي و توي قلبم يار تو جا گذاشتي
روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي
يك دفعه پا گذاشتي
شانس
امروز و فردا
دنبال کی می گردی
عشق تو روبروته
هر چی دلت خواست بگو
چه موقع سکوته؟!
این روزا فرصت کمه
پیش اومد از دست نده
وقتش اگه بگذره
واسه دو تامون بده
چیزی نگفتی اما
یک چیزایی فهمیدم
با یه سوال شروع کن
جوابت رو من میدم
دارم میام پا به پات
این پا و اون پا نکن
تکلیف تو معلومه
امروز و فردا نکن
شانس در هر خونه رو
فقط یه بار می زنه
ببین حالام اومده و
وایساده جار می زنه
در رو اگه واکنی
خودش میاد تو خونه
خوب تا کنی قول میدم
کاری کنم بمونه
دنبال کی می گردی
عشق تو روبروته
هر چی دلت خواست بگو
چه موقع سکوته؟!
این روزا فرصت کمه
پیش اومد از دست نده
وقتش اگه بگذره
واسه دو تامون بده
چیزی نگفتی اما
یک چیزایی فهمیدم
با یه سوال شروع کن
جوابت رو من میدم
دارم میام پا به پات
این پا و اون پا نکن
تکلیف تو معلومه
امروز و فردا نکن
دل تو دلم نیست به خاطر تو
دل تو دلت نیست به خاطر من
از چی می ترسی هواتو دارم
به من نگا کن حرفتو بزن
زشت و زیبا
نه میشه باورت کنم
نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوبه من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پایه موندنه منی
نه میتونم رهات کنم
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
چه جوری از تو بگذرم تویی که معنیه منی
تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی
نه ساده ای نه خط خطی
نه دشمنی نه همنفس
نه با تو جایه موندنه
نه مونده راهه پیشو پس
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
نه میشه باورت کنم
نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوبه من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پایه موندنه منی
نه میتونم رهات کنم
نمیشه با تو باشمو اسیره دسته غم نشم
فقط میخوام با خواستنت تا هستم از تو کم نشم
باور نمی کنم
نه....
این قرارمون نبود
تو بی خبر بری
من خسته شم که تو..
بی همسفر بری
نه...
این قرارمون نبود
من رنگِ شب بشم
تو سر سپرده شی
من جون به لب بشم.....
باور نمی کنم
این تو خودِ تویی
این تو که از خودش
بی خود شده تویی..
باور نمی کنم
عشق ِ منی هنوز
گاهی به قلبِ من ...
سر می زنی هنوز
وقتی زندونی تو هوس
مثل پروازی تو قفس
این رسم ِ همراهی نشد
ای همنفس...............
وقتی قلبت از من جداس
سرگردونه بی هم صداس
انگار دستت با دست من
نا آشناس..................
باور نمی کنم
این تو خودِ تویی
این تو که از خودش
بی خود شده تویی..
باور نمی کنم
عشق ِ منی هنوز
گاهی به قلبِ من ...
سر می زنی هنوز
باور نمی کنم
عشق ِ منی هنوز
گاهی به قلبِ من ...
سر می زنی هنوز
تمومش کن
از اول هم من و تو ما نبودیم
من و تو مال یک دنیا نبودیم
از اول هم تومون سر درگمی بود
می گفتیم با همیم اما نبودیم
تمومش کن بیا از هم جدا شیم
بیا اینقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توی لحظه
از این تنهایی با هم رها شیم
تمومش کن ته این جاده بسته
تهش ماییم که قلبامون شکسته
بگو اینجا کجای قصه ماست
نگاه کن اول راهیم و خسته
نترس از این که حرفام دلنشین نیست
تموم سهم ما از عشق این نیست
ما عشق اول هم بودیم اما
همیشه عشق اول بهترین نیست
تمومش کن بیا از هم جدا شیم
بیا اینقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توی لحظه
از این تنهایی با هم رها شیم
تمومش کن ته این جاده بسته
تهش ماییم که قلبامون شکسته
بگو اینجا کجای قصه ماست
نگاه کن اول راهیم و خسته
تمومش کن بیا از هم جدا شیم
بیا اینقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توی لحظه
از این تنهایی با هم رها شیم
جدایی
اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تمومه ادم ها
از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به اسمون
با ستاره ها قیامت میکنم
نمی ذ ارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت میکنم
وقتی گاهی من و دل تنها می شیم
حرفهای نگفتنی را میشه دید
میشه تو سکوت بین ما دوتا
خیلی از ندیدنی ها رو شنید
قصه جدایی ما آدم ها
قصه دوری ماست از خودمون
دوری من و تو از لحظه عشق
قصه سادگی گمشدمون
اگه دستم به جدایی برسه
اون از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تموم آدم ها
از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قیامت می کنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت می کنم
فصل بارونی
فصل بارونی بيشه
رنگ چشماته هميشه
حس تازه بودن من
بی نگاه تو نمی شه
اگه ديروز اگه فردا
اگه با هم اگه تنها
با توام خود خود تو
اگه حتی توی رویا
نه می افتم به پای تو
نه می ميری برای من
هميشه رد پات پيداست
كنار رد پای من
كاش دوباره بودن من
رنگ بودن تو باشه
كه در بسته ی قلبم
باز با دستای تو واشه
باز با دستای تو واشه
تو مثله شبهای مهتابی و بارونی
وقتی كه نباشی دلگيرم و می دونی
حرفاي دلم رو با اشك تو مي گفتم
بارون كه می باره باز ياد تو می افتم
از غم منو غم تو
تب منو تب تو
همه بي خبرن
از دل منو دل تو
شب منو شب تو
همه بي خبرن
فصل بارونی بيشه
رنگ چشماته هميشه
حس تازه بودن من
بی نگاه تو نمی شه
اگه ديروز اگه فردا
اگه با هم اگه تنها
با توام خود خود تو
اگه حتی توی رویا
سلام آخر
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
شوق سفر
شوق سفر نداشتی ,
قصد گذر نداشتی ,
من با تو زنده بودم , اما خبر نداشتی ,
اما خبر نداشتی ...
رفتی و توی قلبم یادتو جا گذاشتی ,
روی تموم حرفات , یک دفعه پا گذاشتی ,
یک دفعه پا گذاشتی ....
بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره ؟
ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره ؟
بی تو چی مونده با من ,
جز یه صدای خسته ,
جز یه نگاه خاموش ,
جز یه دل شکسته, جز یه دل شکسته......
بال و پرم بودی خبر نداشتی ,
تاج سرم بودی خبر نداشتی ,
سایه به سایه هر طرف که بودم ,
همسفرم بودی خبر نداشتی .....
پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم ,
گفتی رها شو اما, من دیگه پر نداشتم ,
کوه غم رو رو شونه ِهام دیدی و بر نداشتی ,
من با تو زنده بودم ,
اما خبر نداشتی , اما خبر نداشتی ......
حلقه شادی
گل خورشيد گل افتاب گردون
خودتون گل دلاتون گل بارون
گل كنين گل بچينين گل بكارين
رو سر حريفاتون گل ببارين
رو سر حريفاتون گل ببارين
وطنم سبزه تو روح چمنه
سرخيه خون رگ هاي من
وطنم هميشه رو سفيده من
عزت تو عشق من اميد من
عزت تو عشق من اميد من
گل خورشيد گل افتاب گردون
خودتون گل دلاتون گل بارون
گل كنين گل بچينين گل بكارين
رو سر حريفاتون گل ببارين
رو سر حريفاتون گل ببارين
ايران ايران ايران ايران
دوباره فرياد ايران ايران
حلقه شادي ياران ايران
دوباره شور جوانمردي ما
همت و وحدت وهم دردي ما
گل خورشيد گل افتاب گردون
خودتون گل دلاتون گل بارون
گل كنين گل بچينين گل بكارين
رو سر حريفاتون گل ببارين
از نفس افتاده
فکر میکردم تورو دیدن یه تولد یه طلوعه تو غروب آشنایی
ندونستم که رسیدن یه بهونست یه بهونه واسه لحظه جدایی
بی تو غریب غربتم آماده شکستنم
با من بمون بمون بمون با من که عاشقت منم
ندونستم نرسیده تو شروع قصه میری
آرزوی زندگی رو میری و ازم میگیری
ندونستم که رسیدن یه بهونست واسه رفتن
واسه پرپر شدن تو واسه ویرون شدن من
بی تو غریب غربتم آماده شکستنم
با من بمون بمون بمون با من که عاشقت منم
عاشقم من
عاشقم من! عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم
عاشقم من! عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم
من به لبخندی از تو خرسندم
مهر تو ای مه آرزومندم
در تو پابندم
خیز و با من در افق ها سفر کن دلنوازی چون نسیم سحر کن
ساز دل را نغمه گر کن همچو بلبل نغمه سر کن
عاشقم من عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم
در آستانه نور
تو از قبيله ي باران تو از سلاله شبنم
دليل هستي حوا گواه عفت مريم
تو عطر نور ونيايش تو دست سبز دعايي
شميم فصل شكفتن بهار باغ خدايي بهار باغ خدايي
بهار باور ايمان ...شكوه عشق و يقيني
تواز هاله نوري تو از مال زميني
زمين به يمن تو زيباست زمان به نام تو گويا
حيات به بوي تو باقي ست نجابت از تو شكوفا
تو از قبيله ي باران تو از سلاله شبنم
دليل هستي حوا گواه عفت مريم
تو عطر نور ونيايش تو دست سبز دعايي
شميم فصل شكفتن بهار باغ خدايي بهار باغ خدايي
تو را چه و كه بگويم كه ماه مهر حجابي
كه صبح صبر وسلامي كه عطر و نور ونمازي
نه اسمان كه دو عالم نظر به سوي تو دارند
تويي كه چشمه خورشيد نظر به روي تو دارند
تو از قبيله ي باران تو از سلاله شبنم
دليل هستي حوا گواه عفت مريم
تو عطر نور ونيايش تو دست سبز دعايي
شميم فصل شكفتن بهار باغ خدايي بهار باغ خدايي
عاقبت عشق
این جمع پراکنده اگر ایل ندارد ، امان ای امان
دلبسته نامست که فامیل ندارد ،امان ای دل
دیریست برادر به برادر نکند رحم
هر طایفه ای این همه قابیل ندارد
هر طایفه ای این همه قابیل ندارد
چون عاقبت عشق نه کفر است و نه ایمان
ابلیس در اغفال تو تعجیل ندارد ، امان
سردرگمی از ماست ولی قصه ی آدم
قرآنی و توراتی و انجیل ندارد
شقایق
شقایق کینه تو قلبش نداره
ولی با دشمنش سازش نداره
آره کوتاه عمرش زیر رگبار
آخه گل طاقت ترکش نداره
دلیله موندنش تو قلبا اینه
که خونش تو رگه این سرزمینه
هزارون ساله که قصش تو عالم
داره گل میکنه سینه به سینه
شقایق کینه تو قلبش نداره
ولی با دشمنش سازش نداره
آره کوتاه عمرش زیر رگبار
آخه گل طاقت ترکش نداره
نمیشه عطر صحرا رو بگیرن
نمیشه موج دریا رو بگیرن
ازاونا که به شب عادت نکردن
نمیشه شوق فردا رو بگیرن
اگه دنیا مثله زندون لاله است
اگه رو خاکه ما بارون لاله است
اگه خون ابروی این دیاره
شقایق خواهر همخون لاله است
اگه خون ابروی این دیاره
شقایق خواهر همخون لاله است
تسنیم
حس خوبی دارم به تو که نزدیکی
میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی
میشه تا آخر عمر با خیالت سر کرد
میشه عاشق مون و عشق رو باور کرد
تا تو هستی جز تو همه چیز ممنوعه ست
عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست
من توی آغوشت گرم بودم یا سرد
کاش شب می فهمید روز باور می کرد
بغض یک دنیا رو از دلم کم کردی
من فقط من بودم منو آدم کردی
عشق بی حادثه نیست من خیانت کردم
اگه یادم باشی زود بر می گردم
ای خدایی که برام تو شبا فانوسی
هل میشم وقتی تو منو می بوسی
هل میشم وقتی تو منو می بوسی
تو یادم دادی
تو رفتی و من آغوشم،
که پر بود از تو شد خالی؛
ستون کردم وجودم رو،
زیر یک سقف پوشالی.
هنوز از یاد تو سبزم،
ولی افسوس تنها شم؛
یه لحظه با تو آبادم،
یه عمری، سر و متروکم.
تو یادم دادی از غصه،
نمی پرسم، نمی میرم؛
من از آیینه و هق هق،
سراغت رو نمی گیرم.
تو یادم دادی از بارون،
به جز گریه نمی پرسم؛
نجاتم دادی از این تن،
تو رگ هام، بودی هم شانسم.
یه کم آغوشتو وا کن،
تا دعوت شم به خوابیدن؛
تو یادم دادی ابری بودنو،
هرگز نباریدن.
بزار امشب، کنار تو،
من از تشویش خالی شم؛
تو بودی، یاد من دادی،
که با تو، خوب و عالی شم.
که با تو، خوب و عالی شم.
تو یادم دادی از غصه،
نمی پرسم، نمی میرم؛
من از آیینه و هق هق،
سراغت رو نمی گیرم.
تو یادم دادی از بارون،
به جز گریه نمی پرسم؛
نجاتم دادی از این تن،
تو رگ هام، بودی هم شانسم.
خاتون
همراهِ عشق و آرزو
خاتونِ رنج و آبرو
بشکن سکوت صبرتو
احساست رو با من بگو
احساست رو با من بگو ...
با من بگو
وقتی که من درگیره ایثار توام
وقتی که آزادم ولی بازم گرفتارِ توام
بازم گرفتارِ توام ...
خوابایِ من طوفانیِ
از موجایِ انفجار
آرامش دریای من
قلبم رو تا ساحل بیار!
فال فرشته ست دست تو
محرم ترین، مرحم تویی
حتی اگر نبینمت،
بازم می فهمم تویی!
چیزی نمی خوام آدما
از حرف خسته ام
بس کنید !!!
من هر قراری داشتم
با عشق بستم
بس کنید !!!
بی ادعایِ خوب من
تاوانِ عشقت سخت بود
زخمی ترین مردِ زمین
با صبرِ تو خوشبخت بود
همراهِ عشق و آرزو
خاتونِ رنج و آبرو
بشکن سکوت صبرتو
احساست رو با من بگو
احساست رو با من بگو ...
با من بگو
وقتی که من درگیره ایثار توام
وقتی که آزادم ولی بازم گرفتارِ توام
بازم گرفتارِ توام ...
تشنه می مانم
تاریکم ای یلدا ، مهتاب می خواهم
لب تشنه ام ای اشک ، سیلاب می خواهم
در حسرت موجم ، باران کفافم نیست
درمان درد من ، باران نم نم نیست
باران نم نم نیست
پس تشنه می مانم ، غرق پریشانی
تا آسمان ها را بر من بگریانی
بر من بگریانی
چشم من از وقتی با عشق تو تر شد
آیین من این بار ، آیینه ای تر شد
پیدا شو ای مرحم بر زخم پنهانم
تا صبح دیدارت ، بیدار می مانم
بیدار می مانم
پس تشنه می مانم ، غرق پریشانی
تا آسمان ها را بر من بگریانی
در من بگریانی